عباس اقبال آشتيانى
111
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
فصل چهارم سلطنت جانشينان چنگيز تا ايام فرماندهى هولاگو سلطان جلال الدين در هند . . . بعد از آنكه سلطان جلال الدّين خود را به زحمت از چنگ سپاهيان چنگيزى نجات داد و از شط سند عبور نمود با پنج شش تن از همراهان خود مدّتى در بيشههاى ساحل يسار آن رودخانه سر مىكرد تا عدّهاى گرد خود جمع آورد و بوسيلهء شبيخون بر هنود و گرفتن چهارپايان و اسلحهء ايشان كار او رونقى گرفت و از اطراف نيز فراريان لشكر خوارزمشاهى به او پيوستند تا آوازهء شوكت و قدرت او بار ديگر به گوش مغول رسيد و براى سركوبى او قشون فرستادند ولى جلال الدّين چون تاب مقاومت ايشان را نداشت از مقابلى با آن جماعت خوددارى نمود و به طرف دهلى عزيمت كرد . بعد از آنكه صيت اقتدار سلطان جلال الدّين در سند پيچيد و معلوم شد كه بهسلامت از سند گذشته حكمران بعضى از ولايات سند ناصر الدّين قباجه دختر امين - ملك زوجهء سلطان را كه از آب نجات يافته و بديار او افتاده بود با احترام همراه فرستادهاى روانهء خدمت سلطان كرد و جلال الدّين از اين بابت خشنود گرديده بين طرفين رشتهء و داد متصل شد ولى اندكى بعد ما بين ايشان بهم خورد و علت آن اين بود كه شمس الملك شهاب الدّين الب وزير جلال الدّين بعد از فرار سلطان بولايات قباجه آمد و چون مردى كافى و وزيرى مدبر بود قباجه او را به وزارت خود برگزيد و بتصور اينكه جلال الدّين از ميان رفته با او اسرار خود را در ميان نهاد همينكه بىاساس بودن اين تصور معلوم شد و سلطان از قباجه فرستادن شمس الملك را خواست قباجه شمس الملك را كشت و پسر امين الملك را هم كه ببلاد او آمده بود رعاياى او بقتل رساندند . جلال الدّين به كمك بعضى امراى برادر خود غياث الدّين كه به خدمت او پيوسته بودند بتسخير بعضى از شهرهاى مطيع قباجه رفت و با اينكه دست او تيرى برداشت بفتوحات چند نايل شد . غير از ناصر الدّين قباجه كسى ديگر كه در اين تاريخ در هندوستان غربى قدرت و سلطنت داشت شمس الدّين التتمش ( 607 - 633 ) از غلامان سلاطين